الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
197
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
التي أمرنا بها المنجّم ، لقال الناس : سار في الساعة التي أمر بها المنجّم فظفر و ظهر ، أما إنه ما كان لمحمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منجّم و لا لنا من بعده ، حتى فتح اللّه علينا بلاد كسرى و قيصر . أيّها الناس ! توكّلوا على اللّه وثقوا به ؛ فإنّه يكفي ممّن سواه ؛ « 1 » ابن ديزيل روايت كرده است : على - عليه السلام - تصميم گرفت از كوفه به حروريه برود . در ميان اصحاب او منجّمى بود به آن حضرت گفت : اى امير مؤمنان ! در اين ساعت حركت نكن ؛ سه ساعت كه از روز گذشت حركت كن . اگر در اين ساعت راه بيفتى به تو و يارانت آزار و زيان سختى خواهد رسيد و اگر در آن ساعتى كه من گفتم : حركت كنى موفق مىشوى و به آن چه خواهى دست مىيابى . على - عليه السلام - به او گفت : آيا مىدانى در شكم اين اسب من چيست ؟ نر است يا ماده ؟ گفت : اگر حساب كنم مىدانم . على - عليه السلام - گفت : هر كس اين حرف تو را باور كند ، قرآن را دروغ پنداشته است خداوند تعالى مىفرمايد : « خداوند است كه علم به قيامت دارد و باران فرو مىفرستد و مىداند كه در رحمها چيست . » سپس فرمود : محمد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مدّعى آن چه تو ادّعا مىكنى نبود . تو خيال مىكنى مىتوانى به آن ساعتى كه هر كس حركت كند سود مىبرد ، رهنمون شوى و از آن ساعتى كه هر كس در آن ساعت حركت كند بدى مىبيند ، بازدارى ؟ هر كس اين پندارت را باور كند از استعانت به خداى - جلّ ذكره - در دفع شرّ از خود ، بىنياز شده است و سزاوار است كه اگر به كار تو يقين دارد سپاس تو گويد نه خداوند - جلّ جلاله - ؛ زيرا به خيال خود ، اين تو هستى كه او را به ساعت حركتى كه سود مىبرد ، رهنمون شدهاى و از ساعت حركتى كه هر كس در آن سفر كند به او بدى مىرسد ، بازداشتهاى . هر كس به اين پندار تو ايمان بياورد من مىترسم كه او همانند كسى باشد كه براى خدا همتا و مشابهى قرار داده باشد . خدايا ! فالى ، جز فال تو نيست و هيچ زيانى جز از جانب تو نيست و هيچ خدايى جز تو وجود ندارد . آنگاه فرمود : ما مخالفت مىكنيم و در همين ساعتى كه ما را نهى كردى حركت مىكنيم ، و به مردم رو كرد و فرمود : اى مردم ! هرگز دنبال يادگيرى ستارهشناسى نرويد ، مگر مقدارى كه براى راهيابى در بيابان و دريا به كار مىآيد . منجّم همانند كاهن و كاهن همانند كافر و كافر در دوزخ است [ و خطاب به آن مرد گفت : ] به خدا سوگند ! اگر به من
--> ( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 269 .